خرید بک لینک
<!-.-.-Design By : Pichak.net-.-.-> خرداد - بنام پروردگار حی و توانا <!-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> سفارش تبلیغ صبا ویژن <!-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> بنام پروردگار حی و توانا خرداد نوشته شده در یکشنبه 04 خرداد 4 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( )| <!-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> بالای صفحه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام هاشمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 23:44

دنبال خودم مي گردم 


                 مرا نديدي ، جايي...؟؟؟

برچسب: نویسنده: بهنام هاشمی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1402 ساعت: 15:31

سرخپوست پیری برای کودکش از حقایق زندگی چنین گفت: در وجود هر انسان، همیشه مبارزهای وجود دارد مانند مبارزه? دو گرگ! که یکی از گرگها سمبل بدیها مثل حسد، غرور، شهوت، تکبر و خودخواهی و دیگری سمبل مهربانی، عشق، امید و حقیقت است. کودک پرسید: پدر کدام گرگ پیروز میشود؟ پدر لبخندی زد و گفت گرگی که تو به آن غذا میدهی.. نوشته شده در پنج شنبه 102 مهر 20 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام هاشمی تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1402 ساعت: 14:23

برچسب: نویسنده: بهنام هاشمی تاريخ: شنبه 17 ارديبهشت 1401 ساعت: 14:40

   کرونا 


           کرونا 


                  کرونا


 


 

برچسب: نویسنده: بهنام هاشمی تاريخ: دوشنبه 9 فروردين 1400 ساعت: 18:16

میروی باران ببارد میروی باران نبارد میروی این بغض بی صاحب چرا از تو ندارد ، پیروی نوشته شده در پنج شنبه 99 اسفند 21 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام هاشمی تاريخ: دوشنبه 9 فروردين 1400 ساعت: 18:16

برچسب: نویسنده: بهنام هاشمی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 22:18

مثل مربی دروازه بان ها نشسته ام روی نیمکت ذخیره های کنار زمین نه کسی رو بازی میدم نه با کسی بازی میکنم نه میخوام که کسی بازیم بده نه ذخیره کسی هستم وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام هاشمی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 22:18

یه روز میخوام بشینم و تمام بدی هایی که به خودم کردم رو روی کاغذ بنویسم، تمام آسیب هایی که به خودم رسوندم. همه ی اون لحظه هایی که بیخودی هدر دادم. هزینه هایی که کردم و حتی 1ثانیه هم خوشی ندیدم. اوقاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام هاشمی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 22:18

چند روز پیش یکی از دوستانم رو دیدم، تا همدیگرو دیدیم شروع به تعریف کردن یه ماجرایی کرد و اینکه رفته بود مطب دندانپزشکی و چند تا از دندون های بالا و پایین رو عصب کشی و پر کرده بود کلی از دکتر تعریف کرد. وقتی حرفش تموم شد پرسیدم هزینه ش چقدر شد و جواب داد حدود 2 میلیون تومان. ازش پرسیدم وقتی کار دکتر تموم شد ازش تشکر هم کردی؟ با یه لحن بد گفت: نه !!! پس میخواادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام هاشمی تاريخ: چهارشنبه 30 خرداد 1397 ساعت: 1:50

امروز هم گذشت

نه زنگی

نه پیامی

نه کلامی

نه سلامی

تا تولدم راهی نمانده...

بشکن این غرور لعنتی و خودت باش

بذار منم خودم بشم ، خود، خود ، خودم بشم

دیوووونه


نوشته شده در سه شنبه 97 خرداد 8 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) |

برچسب: نویسنده: بهنام هاشمی تاريخ: چهارشنبه 30 خرداد 1397 ساعت: 1:50

بنام پروردگار حی و توانا مبارکم باشه... شب تولدم چقدر شلوغه ، خودمم و خودم یه کارت تبریک ، چندتا شمع خاموش خودم گرفتم خودمو در آغوش نوشته شده در یکشنبه 97 خرداد 27 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام هاشمی تاريخ: چهارشنبه 30 خرداد 1397 ساعت: 1:50

بارها برایم پیش آمده افرادی را که چه از نظر کاری یا روابط دوستانه خیلی با هم نزدیک بودیم زمان خداحافظی خیلی ساده و بی تفاوت با هم دستی دادیم و سری به نشانه خدابهمراهت تکان دادیم و بعد دیگر همدیگر را ندیدیم، گاه بر اثز اتفاقات ساده و یا گاهی تلخ که برای خودمان یا آن شخص پیش آمده دیگر فرصت دیدار هم را پیدا نکردیم. شاید برای بعضی از آنها جایگزینی آوردیم و یادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام هاشمی تاريخ: جمعه 4 خرداد 1397 ساعت: 3:16

بنام پروردگار حی و توانا دلگیر دلت وقتی قراره بگیره براش فرق نداره چند شنبه باشه پنجشنبه باشه یا جمعه دراز میکشه رو زمین آلبوم عکساشو باز میکنه و دونه و دونه آه میکشه دله دیگه ، چیکارش کنم!؟ بیخودی که اسمش رو نذاشتن دیوونه حالا دیگه دل دیوونه بگیر بخواب ، شاید دوباره امشب ببینیمش و هر دوتامون ذوق مرگ بشیم و براش جون بدیم نوشته شده در یکشنبه 96 دی 3 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام هاشمی تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 20:20

مامان نگاه کن منویه دقه ببین این وروچی بگم خوب حق داری دیگهیه دردم برات رو دردای دیگه دونه سفیدای تو موهات منم اشکای سرازیره تو دعات منم یه عمر خستگیه تو پاهات منم نبودم اما تو رو داد زدمتو هر لحظم که به مو رسیدمیه روزایی دلم هوسه خونه می کردمی خواستم بیام ببینمت جون بگیرمنشد اما یه بار حس کنم رو سفیدم چقدر لازمم بودیرویه ماهتو منو یه چای معمولینگاه به هارتو پورتام نکنتو اراده کن تا برات پا بچسبونیم تو بخواه من بمیرم براتولی نگو بگم که چیزی نمیگم الانفقط همین که خیلی دست تنهامفقط همین که خیلی از شباخواستم شهرو بگردونمتخواستم فقط بخندونمتخواستم وقتی میام خونهحس کنی یه مرد اومده نوشته شده در شنبه 96 دی 16 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام هاشمی تاريخ: شنبه 21 بهمن 1396 ساعت: 20:20

صفحه بندی